دو نیمه سیب

مجموعه خاطرات ازدواج در سیره شهدا (3)

 

در همه امور زندگیتان سادگی را رعایت کنید؛اولش هم همین مراسم ازدواج است... از اینجا شروع می شود؛اگر ساده برگزار کردید،قدم بعدش هم می شود ساده.

مقام معظم رهبری،مطلع عشق،ص100

19-هدیه امام خمینی

سفره عقدمان با همه سفره ها فرق داشت!به جای آینه شمعدان،تفسیر المیزان را دور تا دور سفره چیده بودیم!

برکتی که این تفسیر به زندگیمان می داد،می ارزید به هزاران شگونی که آینه شمعدان می خواست داشته باشد.

برای مراسم هم برنج اعلا خریدیم ولی فتح الله نگذاشت بارش کنیم!می گفت: ((حالا که این همه آدم ندار و گرسنه داریم،چگونه شب عروسیم چنین غذای گران قیمتی بدهم؟!)).

برنج ها را بسته بندی کردیم و به خانواده های نیازمند دادیم.وقتی برنج ها را می دادیم.فتح الله می گفت: این هدیه امام خمینی(ره) است.

شهید فتح الله ژیان پناه

خدا بود و دیگر هیچ نبود،ص40

 

(( من کار خود را به خدا واگذار می کنم که خداوند نسبت به بندگانش بیناست.))

قرآن کریم،سوره غافر،آیه 44

20-با وضو وارد شوید

اول حسن خودش را معرفی کرد.بعد مسائل کلی مطرح شد و ایشان در همه حرف ها،تأکیدش روی مسائل اخلاقی بود.

یادم نمی رود؛قبل از این که وارد این جلسه شوم،وضو گرفتم و دو رکعت نماز خواندم و گفتم: (( خدایا خودت از نیت من با خبری؛هر طور صلاح می دانی این کار را به سرانجام برسان.))

بعدها در دست نوشته های او هم خواندم که نوشته بود: برای جلسه خواستگاری با وضو وارد شدم و همه کارها را به خدا واگذار کردم.

شهید غلامحسین افشردی(حسن باقری)

بانوی ماه 6  

 

 

 

 

 

مرد جوان به دنبال چشمان پرحیاست و بی آنکه بداند حس می کند که این خودداری ظریفانه،از یک لطافت و رقت عالی خبر می دهد.

لذات فلسفه،ویل دورانت،ترجمه دکتر زریاب،ص165

 

21-از تبار یوسف

هم خوش تیپ و زیبا بود،هم درس خوان؛اینجور افراد هم توی کلاس،زودتر شناخته می شوند.

نفهمیدن درس،کمک برای نوشتن مقاله یا پایان نامه و یا گرفتن جزوه های درسی،بهانه هایی بود که دخترها برای هم کلام شدن با او انتخاب می کردند.پاپیچش می شدند،ولی محلشان نمی گذاشت؛سرش به کار خودش بود.

وقتی هم علنی به او پیشنهاد ازدواج می دادند،می گفت:

(( دختری که راه بیفته دنبال شوهر برای خودش بگرده که به درد زندگی نمی خوره!

نمی شه باهاش زندگی کرد.))

شهید محمدعلی رهنمون

یادگاران16،ص19

 

 

 

 

رسول خدا(ص) فرمودند: (( بر شما باد که همسر با ایمان انتخاب کنید.))

وسائل الشیعه،ج20،ص50

 

22-تقرب به خدا

دو دل شده بودم؛از طرفی پیشنهاد ازدواج نصرالله ذهنم را آرام نمی گذاشت و از طرفی،عدم آشنایی کافی با او،پاسخ دادن را برایم سخت کرده بود!تا اینکه یکی از استادانم درباره اش با من صحبت کرد و همان صحبتها،آرامش را به قلبم هدیه کرد.

استادم گفت: (( آقای شیخ بهایی از نظر ایمان خیلی قوی است و به خدا نزدیک.به نماز شب و مستحبات هم توجه خاصی دارد؛اگر می خواهی به خدا تقرب پیدا کنی،درخواستش را بی جواب نگذار.))

با این حرفها دیگر مشکلی برای پاسخ دادن نداشتم.

شهید نصرالله شیخ بهایی

معجزه،ص31

 

 

 

 

 

 

امام صادق (ع) فرمودند: (( چشم چرانی یکی از تیرهای شیطان است و هر کس برای خداوند آن را ترک کند نه برای غیر خدا،خداوند ایمانی که مزه آن را شخص درک کند جایگزین آن خواهد فرمود)).

وسائل الشیعه،ج20،ص192

 

23-حرام است حرام

نگذاشت تالار بگیریم.ما هم تمام مراسمات را توی خانه گرفتیم.

خانم ها دور تا دور نشسته بودند و طبق رسم،داماد باید می آمد کنار عروس می نشست تا هدایای خانواده ها تقدیمشان شود.

گفتم: مادر جان!پاتختی است،همه منتظرند؛چرا نمی آیی؟اگر نیایی فکر می کنند عیب و ایرادی داری!

گفت: (( نه،هر فکری می خواهند،بکنند؛از نظر اسلام درست نیست جایی بروم که این همه خانم آنجاست.کنترل نگاه ها در این شرایط سخت است مادر،سخت!.))

شهید حسن آقاسی زاده شعرباف

شهاب،ص67

 

 

 

رسول خدا(ص) فرمودند: (( کسی که سنت حسنه ای را پایه ریزی کند،برای او اجر آن عمل است و اجر کسانی که عمل می کنند به آن؛بدون آنکه از ثواب عمل کنندگان به آن کم شود.))

اصول کافی،ج45،ص9

 

24-نماز جماعت در عروسی

شنیده بودیم نماز جماعت و اول وقت برایش اهمیت دارد،ولی فکر نمی کردیم که این قدر مصمم باشد!

صدای اذان که بلند شد،همه را بلند کرد؛انگار نه انگار که عروسی است،آن هم عروسی خودش!

یکی را فرستاد جلو،بقیه هم پشت سرش،نماز جماعتی شد به یاد ماندنی.

شهید محمدعلی رهنمون

یادگاران16،ص48

 

 

 

 

 

 

رسول خدا (ص) فرمودند: (( بهترین زنان شما،زنانی هستند که عفیف و پاکدامن باشند.))

مستدرک الوسائل،ج14،ص159

 

25-اهل نماز و روزه

خواستگارها آمده و نیامده،پرس و جو می کردم که اهل نماز و روزه هستند یا نه؛باقی مسائل برایم مهم نبود.

حمید هم مثل بقیه؛اصلا برایم مهم نبود که خانه دارد یا نه؛وضغ زندگیش چطور است؛اینها معیار اصلیم نبود.

شکر خدا حمید از نظر دین و ایمان کم نداشت و این خصوصیتش مرا به ازدواج با او دلگرم می کرد.حمید هم به گفته خودش حجاب و عفت من را دیده بود و به اعتقادم درباره امام و ولایت فقیه و انقلاب اطمینان پیدا کرده بود،در تصمیمش برای ازدواج مصمم تر شده بود.

شهید حمید ایران منش

چریک،ص34

 

 

 

 

 

رسول خدا (ص) فرمودند: (( جوانی نیست که در ابتدای جوانیش ازدواج کند مگر آنکه شیطان فریاد می زند:ای وای،دو سوم دین خود را از شر من حفظ کرد.))

مستدرک الوسائل،ج14،ص150

 

26-برای تکمیل ایمان

به قد و قواره اش نمی آمد که درباره ازدواج بگوید؛اما با صراحت تمام موضوع را مطرح کرد!

گفتیم:زود است،بگذار جنگ تمام شود،خودمان آستین بالا می زنیم.

گت: (( نه،پیامبر فرموده اند ازدواج کنید تا ایمانتان کامل شود،من هم برای تکمیل ایمان باید ازدواج کنم،باید!)).

همین ها را گفت که در سن نوزده سالگی زنش دادیم!

گفتیم:حالا بگو دوست داری همسرت چگونه باشد؟گفت: (( عفیف باشد و با حجاب.))

شهید حسین زارع کاریزی

قربانگاه عشق،ص108

 

 

 

 

 

هدف انسان در زندگی باید این باشد که از وجود خود و موجودات پیرامونش برای تکامل معنوی و نفسانی استفاده نماید.

مقام معظم رهبری،مطلع عشق،ص11

 

27-بدون هیچ وجهی

بنای ازدواجم با مصطفی عشق اوبه ولایت بود،دوست داشتم دستم را بگیرد و از این ظلمات و روزمرگی بیرون بیاورد.همین مبانی بود که مهریه ام را با بقیه مهرها متفاوت کرده بود.

مهریه ام قرآن کریم بود و تعهد از داماد که مرا در راه تکامل و اهل بیت و اسلام هدایت کند.

اولین عقد در شهر صور بود که عروس چنین مهریه ای داشت یعنی در واقع هیچ وجهی در مهریه اش نداشت.

شهید مصطفی چمران

نیمه پنهان ماه1،ص25

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رسول خدا (ص) فرمودند: (( از هم کفو خود زن بگیرید.عرض شد:هم کفو کیانند؟فرمودند: أَلمُؤمِنُُونَ بَعضُهُم أَکفاءُ بَعضٌ؛ برخی از مومنان هم کفو یکدیگرند.))

اصول کافی،ج5،ص337

 

28-باجناق خودم

پیشنهاد دادم که بیاید با خودم باجناق شود. و همین مقدمه ای برای ازدواجش شد.

به مادر خانمم گتم:این رفیق ما،جعفر آقا،از مال دنیا چیزی غیر از یک دوربین عکاسی نداره.

گفت:مادر،اینها مال دنیاست،بگو ببینم از دین و ایمان چی داره؟

گفتم:از این جهت که هر چی بگم کم گفتم!ما به گرد پای او هم نمی رسیم.

گفت:خدا حفظش کنه.من هم دنبال همچین دامادی بودم.

شهید سرتیپ حاج محمد جعفر نصر اصفهانی

جانم فدای اسلام،ص42

 

 

 

 

 

 

این مرحله را یکی از نعمت های بزرگ الهی به حساب بیاورید و آن را شکر بگذارید.همه آنچه ما داریم از خداست؛((ما بِکُم مِن نِعمَة فَمِنَ الله))؛اما توجه به این نعمت خیلی اهمیت دارد.

مقام معظم رهبری،مطلع عشق،ص16

 

29-تشکر از خدا

میلاد پیامبر(ص) بود که مهریه را معین کردند.همان روز با هم با حضور فامیل ها،یک مراسم عقد ساده برگزار کردیم.

صیغه عقد را که خواندند،رفتیم با هم صحبت کنیم.دیدم دنبال چیزی می گردد؛گفت: ((اینجا یه مهر است؟)) پرسیدم مهر برای چه؟مگه نماز نخوندی؟!گفت: ((حالا تو یه مهر بده.)) گفتم تا نگی برای چی می خوای،نمی دم.

می خواست نماز شکر بخواند که خدا در روز میلاد رسول الله(ص) به او همسر عطا کرده!ایستادیم و با هم نماز شکر خواندیم.

شهید عبدالله میثمی

نیمه پنهان ماه11،ص16و17

 

 

 

 

بنده راضی نیستم از کسانی که با خرج های سنگین و با اسراف در امر ازدواج،کار را بر دیگران مشکل می کنند.البته با جشن و شادی و مهمانی موافقم ولی با اسراف نه.

مقام معظم رهبری،مطلع عشق،ص119

 

30-همرنگی کارها

من و حمید به کمترین چیزها راضی بودیم؛به همین خاطر بود که خریدمان،از یک دست آینه و شمعدان و حلقه ازدواج فراتر نرفت!

برای مراسم،پیشنهاد کردم غذا طبق رسم معمول تهیه شود که به شدت مخالفت کرد!

گفت: (( چه کسی را گول می زنیم،خودمان یا دیگران را؟ اگر قرار است مجلسمان را اینطور بگیریم،پس چرا خریدمان را آنقدر ساده گرفتیم؟! مطمئن باش این جور بریز و بپاش ها اسراف است و خدا راضی نیست.تو هم از من نخواه که بر خلاف خواست خدا عمل کنم.))

با اینکه برای مراسم،استاندار،حاکم شرع و جمعی از متمولین کرمان آمده بودند،نظرش تغییری نکرد و همان شام ساده ای که تهیه شده بود را بهشان داد!

حمید می گفت: (( شجاعت فقط تو جنگیدن و این چیزها نیست؛شجاعت یعنی همین که بتوانی کار درستی را که خلافِ رسم و رسومِ به غلط جا افتاده است،انجام بدهی.))

شهید حمید ایران منش/چریک،ص35و36